عکس هایی منتشر نشده از چارلی چاپلین !
چهره ای که جاودانه ماند
اخیرا مجله لایف با اقدامی جالب پس از گذشت 120 سال از تولد چارلی چاپلین، سلطان سینمای کمدی جهان عکس هایی از وی را منتشر کرد که بعضا تا پیش از این در هیچ کجا به نمایش درنیامده بودند که امیدوارم برای شما دوستان هم جالب و ارزنده باشه ...

چارلی چاپلین، کمدین افسانهای سینمای صامت
چارلی چاپلین و آلبرت انیشتین که در یکی از شاهکارهای برتر با هم دیدار کردند (1931)
چاپلین و آل جولسن خواننده مشهور جاز (1947)
چاپلین و دخترش ژوزفین در صحنه ای از "کنتس از هنگ کنگ" (1967)
چاپلین با آنا پاولووا معروف ترین هنرمند بالت روسیه (1925)
چاپلین و خانواده اش در شربورگ داخل کشتی اختصاصی ملکه الیزابت (1952)
چاپلین در جمع تنی چند از دوستان و هنرمندان سینمای هالیوود (1919)
چاپلین و ازدواج چهارمش با اونا اونیل، نمایشنامه نویس معروف (۱۹۴۳)
چاپلین و ملاقات با ماهاتما گاندی رهبر هند در لندن (1931)
چاپلین با همسرش اونا اونیل و دو تن از دخترانش، جرالدین (سوار بر اسب) و جین
در نزدیکی دریاچه ای در ایرلند (1965)
چاپلین و حضور سوفیالورن در جشن تولدش (1966)
چاپلین به همراه ولز، داستان نویس و چند تن از دوستانش (1925)
چاپلین و پائولتا گادارد، سومین همسرش وC همبازی او در فیلم عصر جدید (1936)

چاپلین بهمراه نانسی آستور، امی جانسون و جورج برنارد شاو (1931)
نانسی آستور، اولین بانویی بود که به عنوان عضو پارلمان بریتانیا در مجلس عوام انتخاب شد. امی جانسون،
مشهورترین خلبان زن بود که با پروازی با سرعت 671 مایل در ساعت رکورد جدیدی را در سال 1948برای
یک دوره 10 ساله برجا گذاشت و جرج برنارد شاو، هم یکی از ادیبان و طنزپردازان بریتانیایی بود.
چاپلین و سوفیالورن در یک صحنه از "کنتس از هنگ کنگ" (1966)
چاپلین و وینستون چرچیل همراه با خانواده در منزل چرچیل در کنت (1931)
چاپلین و مارلون براندو بازیگر مشهور و محبوب فیلم پدرخوانده، در حین آمادگی
برای فیلمبرداری در فیلم "کنتس از هنگ کنگ" (1966)
چاپلین و کلر بلوم در سکانسی از فیلم "Limelight" در سال (1952)
چاپلین و مارتا رایا در سکانسی از فیلم "موسیو وردوکس" (1947)
چاپلین و پائولتا گادارد، همسر سوم چارلی در هنگام سکانس طنز درخشان "فناوری و پیشرفت" (1936)
چاپلین و ادنا پورویانس در صحنه ای از "Carmen" در سال (1915)
چاپلین در فیلم "دیکتاتور بزرگ" (1940)![]()
نگاهی به زندگی چارلی چاپلین (۱۹۷۷-۱۸۸۹)
چارلز اسپنسر چاپلین، کمدین افسانهای سینما، شانزدهم آوریل ۱8۸۹ در لندن و در خانوادهای تئاتری به دنیا آمد. او بازیگری، کارگردانی، تهیهکنندگی، فیلمانهنویسی و حتی آهنگسازی فیلمهایش را شخصاً انجام میداد. زندگی حرفهای او از کودکی در صحنهی تئاترهای لندن تا زمان مرگش بیش از ۷۰ سال ادامه داشت. دوران کودکی او در فقر و تنهایی سپری شد چون که در دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش که به سختی او را به یاد میآورد چند سال بعد مرد. مادرش که بازیگری پرکار بود، مبتلا به نوعی بیماری حنجره شد و چارهای نداشت جز این که کار تئاتر را رها کند.
اما قبل از آن، پسر ۵ سالهاش چارلی شانس بازی در نمایش را کنار او داشت که با خواندن آهنگ معروفی مورد تشویق زیادی قرار گرفت. مادر او خیاطی را در پیش گرفت تا مخارج زندگی چارلی و پسر دیگرش سیدنی را تأمین کند. در سال ۱۹۰۰ چارلی در یازده سالگی همراه برادرش در نمایش پانتومیمی بنام "سیندرلا" بازی کرد و از آن موقع تصمیم گرفته بود که بازیگری را حرفهای دنبال کند.
سیدنی چاپلین چند سال بعد برای پیوستن به نیروی دریایی آنها را ترک کرد. چارلی با مادرش که دچار بیماری روحی شدیدی شده بود در منطقه فقیرنشین لندن به وسیله درآمد اندک برادرش زندگی میکرد و برای مراقبت از مادرش درس را رها کرد چون نمیخواست کسی به بیماری روانی او پی ببرد ولی وقتی اطرافیان متوجه وضعیت وخیم او شدند، او را در بیمارستان بستری کردند که تا سی سال دیگر با همان شرایط به زندگی ادامه داد. چاپلین در هفده سالگی به عنوان دلقک به گروه طنز "فرد کارنو" (Fred Karno) پیوست و ستاره نمایش های آن شد. او و گروه کارنو برای اولین تور آمریکا در سال ۱۹۱۰ پا به آن کشور گذاشتند و در شهرهای مختلف نمایش اجرا کردند.
در این گروه، "استنلی جفرسون" (Stanly Jefferson) که بعدها با نام "استن لورل" معروف شد با چاپلین هم بازی بود. "استن لورل" به انگلستان برگشت اما چاپلین که شیفتهی آمریکا، پیشرفت سریع و محیط شادش شده بود در آن کشور ماند. سه سال بعد کارگردان جوانی به اسم "مک سنات" (Mack Sennat) بازی چاپلین را دید و به او پیشنهاد کرد با استودیوی فیلمسازیاش "کی استون" همکاری کند. چاپلین برخلاف میلی باطنی و ابتدا بیش تر به خاطر حقوقش قبول کرد و به این ترتیب وارد هالیوود شد. مسیر حرفهای او از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ در استودیوهای مختلف "کی استون" شروع شد، جایی که خیلی زود هنر و صنعت فیلمسازی را فرا گرفت. چارلی چاپلین در اولین فیلم هایش که توجه چندانی را جلب نکرد مثل همه بازیگرها، ظاهری معمولی داشت تا اینکه خیلی اتفاقی ترکیبی از شلوارهای گشاد و کفشهای بزرگ، کت تنگ و کلاه لبهدار را امتحان کرد که به نظرش عالی رسید و تبدیل به همان شخصیت دوست داشتنی شد که همه میشناسند و با آن به اوج شهرت رسید.
اولین سال فعالیتش برای "سنات" فیلمهای کوتاه زیادی ساخت که بسیار موفق بودند. تصویری که امروز از چاپلین از یادها مانده، محصول همین دوره است. در سال ۱۹۱۶ او قراردادی با شرکت فیلمسازی Mutual بست تا دوازده فیلم کوتاه کمدی بسازد و تمام آنها را در طول یک دوره هجده ماهه تهیه کرد. چاپلین بعدها گفت که زمان فعالیتش در این شرکت شادترین دوره کاریاش بوده و تجربیات زیادی هم کسب کرده است. به دنبال آن استودیوی اختصاصی و کمپانی تولید فیلم خودش را در هالیوود سال ۱۹۱۸ راهاندازی کرد و این باعث شد تا حد زیادی کنترل مالی و هنری محصولاتش را شخصاً به عهده بگیرد. با استفاده از همین استقلال که به تدریج بیش تر میشد، زیباترین صحنهها را خلق کرد که خارج از محدودهٔ زمان همیشه تأثیر گذارند و پیامی که پشت ظاهر سرگرم کننده آنها نهفته است انگار در هیچ برههای از تاریخ کهنه نمیشود.
در سال ۱۹۱۵ او "ولگرد" افسانهایاش را خلق کرد، اولین کمدی تلخ و شیرین او با پایانی باز که در آن قهرمان خانه به دوش قصه، تنها و ناکام در عشق به شیوهٔ مخصوص خودش قدم میزند. چنین شخصیتی با ویژگیهای ظاهری و خصوصیات اخلاقی ویژهاش به نوعی در فیلم های بعدی چاپلین هم حضور دارد. آوراگی و دربدری که چاپلین هنگام کودکی تجربه کرده بود مایه اصلی فیلم های اجتماعی تند وتیز او را تشکیل میداد. او در سن کم علاوه بر این که زندگی در نوانخانهها را تجربه کرده بود، بارها مجبور شد کنار خیابان بخوابد و در آشغالها دنبال غذا بگردد. شاید به خاطر همین تجربههای تلخ شخصی است که بازی او در این قالب تا این حد باورپذیر است. در سال ۱۹۱۹ چاپلین همراه با همکارانش مثل "مری پیکفورد" (Mary Pickford)، "داگلاس فیربنکز" (Douglas Fairbanks) و "دی گریفیت" (D.Griffith)، اتحادیه هنرمندان را بنیانگذاری کرد که تا اوایل دهه پنجاه رئیس آن بود.
این اتحادیه با این هدف تشکیل شد تا از افزایش قدرت سرمایهگذاران در توسعه استودیوهای هالیوود جلوگیری شود. این حرکت، آزادی چاپلین و فیلمسازان همفکر او را تثبیت میکرد. در آن دوران چاپلین دیگر ستاره بینالمللی بود که فیلم هایش مثل "مهاجر"، (۱۹۱۷)، "کودک" (۱۹۲۱) و "روز دستمزد" (۱۹۲۲) موفقیتهای تجاری شگرفی کسب کرده بودند. چاپلین درباره فیلم مهاجر گفت "هیچ کدام از دیگر فیلم هایی که ساختهام به اندازهٔ این یکی خودم را متأثر نکرده است". "مهاجر" کمدی فوقالعادهای است که احتمالاً بیشتر با صحنهای از آن در یادها مانده است که در آن مهاجران به مجسمه آزادی خیره میشوند. از آن موقع تاکنون این صحنه بارها در فیلمهای مختلف تقلید شده است. یکی از این نمونهها در فیلم "پدرخوانده ۲" (۱۹۷۲) ساختهٔ فرانسیس فورد کاپولا وجود دارد. هنر چاپلین هیچ جا بهتر و واضحتر از این صحنه مشخص نمیشود.
اولین کمدی بلند چاپلین و شاهکار او "کودک" بود؛ فیلمی به یاد ماندنی که در آن ولگردی، بچه گمشدهای را پیدا میکند و میخواهد او را بزرگ کند. واضح است که فیلم کودک از داغدیدگی خود چاپلین هم سرچشمه میگرفت چون اولین پسر او چند روز بعد از تولد و چند هفته قبل از شروع ساخت این فیلم مرده بود و شاید این موضوع روی تلخی فضای فیلم نادانسته تأثیر گذاشت ولی کمبود عواطف و نگرانیهای اجتماعی را استادانه به تصویر میکشد. در این اپیزود، چاپلین ولگردی است که از بچهٔ بیخانمانی، با بازی حیرت انگیز بازیگر چهارساله "جکی کوگان" (Jakie Coogan) مراقبت میکند.
در یکی از بهترین صحنههای ساختهٔ چاپلین و شاید حتی تمام دوران فیلم صامت، چارلی در تعقیب ماشینی که بچه را به پرورشگاه میبرد، با تمام قدرت روی سقف خانه میدود و نمیخواهد از او جدا شود. پشت طنز سیاه این صحنه، احساسی لطیف پنهان است.
در آن سال ها، کودکان مهاجر و آواره حاصل از جنگ جهانی اول در خاطره همه مردم بودند. همین طور کسانی که برای عزیزان از دست داده خود در جنگ داغدار بودند و یا به هر شکلی جنگ سرنوشتشان را وارد مسیر تازهای کرده بود از فیلم "کودک" بسیار استقبال کردند. زندگی افرادی مثل چاپلین، امروزه به وسیله دانشمندان علوم اجتماعی مطالعه میشود. آن ها دریافتهاند کودکانی که در معرض بیخانمانی و به تبع آن، تنشهای اجتماعی قرار میگیرند همگی به سرنوشت واحدی دچار نمیشوند. در حالی که بعضی از آنها در آینده قشر آسیبپذیر جامعه را تشکیل میدهند، برخی دیگر از این بچهها مثل چاپلین زیرک و مبتکر میشوند.
چارلی چاپلین با این که در کار حرفهای خود روز به روز موفقتر میشد ولی زندگی خانوادگیاش دستخوش ناملایمات بود. دو ازدواج نخست او به جدایی ختم شد اولین بار با بازیگری بنام "میلدرد هریس" (Mildred Harris) و بار دوم با بازیگر دیگری، "لیتا گری" (Lita Grey) ازدواج کرد. بعد از مدتی با "پائولتا گادارد" (Paulette Goddard) که در فیلم "عصر جدید" بازی میکند ازدواج کرد که بعد از آن که هر دو به موفقیت و شهرت بیشتری رسیدند از هم جدا شدند. چهارمین ازدواجش در سال ۱۹۴۳ با "اونا اونیل" (Oona Oneil) دختر نمایشنامه نویس معروف "ایگن اونیل" با ثباتترین بود که تا زمان مرگش ادامه پیدا کرد. "اونا اونیل" بعد از مدتی هنرپیشگی را رها کرد و شاید همین، باعث دوام ازدواج آنها شد چون چاپلین برخلاف ازدواج های گذشتهاش این بار همسرش را رقیب خودش نمیدید. چارلی چاپلین و اونا اونیل هشت فرزند داشتند. یکی از آنها "جرالدین چاپلین" است که حرفه والدینش را در پیش گرفت و مهمترین نقشی که ایفا کرده در فیلم "دکتر ژیواگو" (۱۹۶۵) ساخته "دیوید لین" (David Lean) در نقش تانیا است.
![]()
جملاتی زیبا و آموزنده از چارلی چاپلین
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم ...
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد!
شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز!
هنر پیش از آنکه دو بال برای پرواز به آدم بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند!
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادیبخش است!
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی، اما حال که به آن دعوت شدهای تا میتوانی زیبا برقص ...
شکست خوردن ناراحتی ندارد، آدم باید شجاع باشد تا بتواند از خودش یک احمق بسازد!
این یکی از تضادهای زندگی ماست که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام می دهد.
زندگی در کلوز آپ (نمای نزدیک) تراژدی و غم انگیز است و در لانگ شات (نمای دور) کمدی و خنده دار!
حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند!
ازدواج مثل بازار رفتن است پس تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو ...
خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر!
اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.
انسانها بسیار می اندیشند و کمتر احساس می کنند. ما بیشتر از تکنولوژی، نیاز به انسانیت داریم، بیشتر از نبوغ و هوش، نیاز به رأفت و مهربانی داریم، چرا که بدون مهربانی و انسانیت زندگی پر از خشونت و از دست رفتنی هاست ...
من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بندبازانی که بر ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام اما این حقیقت را به تو بگویم دخترم، مردمان روی زمین استوار بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس جهان تو را فریب دهد، آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبایی تو را گول زند و آن روز تو بندبازی ناشی خواهی بود و بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.

تندیسی هنرمندانه از چارلی چاپلین که توسط "Madame Tussauds" به اتمام رسید
و در موزه واکس هالیوود در ایالت کالیفرنیا بنمایش گذاشته شد (29 ژولای
آدم و حوا
یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر می کنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند!
زنگ تفریح
سرگذشت لباس فارغ التحصیلی
میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!
یک نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی که خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او می کنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.
هنگامی که از ما سوال می شود که این لباس و کلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی که از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریکایی سوال شود این لباس چیست که شما تن فارغ التحصیلانتان می کنید می گویند ما به احترام "Avicenna" "آوی سنا" پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.
آنها به احترام "Avicenna" "آوی سنا" که همان "ابن سینا"ی ماست که لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی که ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می کردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریکا علامت یک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!
![]()
تمرکز خود را تست کنید
لینک زیر حاوى یک بازی ساده اما جالب برای تست تمرکز است! بدینصورت که با ورود به صفحه ای که باز خواهد شد، باید ماوس را روی مربع قرمز نگه داشته و آن را حرکت دهید. توجه داشته باشید که سعی کنید مربع قرمز رنگ با دیواره و مربع یا مستطیلهاى آبى رنگ برخورد نکند. اگر بتوانید بیشتر از 18 ثانیه از برخورد آنها جلوگیرى کنید، تمرکزتان عالی است. گفته شده خلبانان نیروى هوایى آمریکا تا 2 دقیقه مى توانند ادامه بدهند ...
www.Persian-Star.org/up/focus_game.htm![]()
پزشکی که خود را مورد جراحی قرار داد
سال ۱۹۶۴، دکتر روگوزوف، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در این زمان او تشحیص داد که مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت بدتر میشد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمیتوانست فرود بیاید. به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را مورد عمل جراحی قرار دهد.
او با بیهوشی موضعی عمل را شروع کرد، در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراکتور (وسیلهای که دو سوی برش جراحی را میگیرد و برش را باز نگه می دارد) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه را برای او نگه داشته بود، دانشمندی هم وسایل عمل را به او میداد.
دکتر روگوزوف در حالت خمشده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یک بار طی این عمل از حال رفت، اما توانست عمل را کمتر از دو ساعت انجام دهد. ناگفته نماند که پس از دو هفته او کاملا بهبود پیدا کرد.
![]()
کنترل سرعت در کــانــادا
با کمی دقت به تصاویر زیر متوجه خواهید شد که چقدر باید قدر خیابونهای مملکت خودمون رو بدونیم. چون خارجی ها از اونجا که از این نعمت برخوردار نیستند باید از برچسب های گرافیکی استفاده کنند که این نشون میده هنوز به این مرحله از خودکفایی هم نرسیدند ! ![]()


![]()
روزی که فارسی داشتیم (نداشتیم!)
بسی رنج بردم در این سال سی
عجــــم زنده کردم بدین پـارسی!
توصیه می کنم کلیپ زیر را حتما دانلودش کنید تا خاطرات زنگ فارسی براتون زنده بشه ...![]()
![]()
چیزی که فقط ژاپنی ها قادر به دیدنش هستند !
به تصویر زیر نگاه کنید. مسلما نوشته مبهمی را می بینید! ولی اگر کمی از مونیتور دور شده و دو طرف چشماتون را بکشید تا مثل ژاپنی ها (چشم بادامی) بشید حتما به نوشته ای که در این تصویر هست پی خواهید برد.
روی لینک زیر کلیک کنید و مشخصات زمانی حال را با یک شیوه جالب ببینید
www.Persian-Star.org/up/timeline.swf
خط اول ثانیه
خط دوم دقیقه
خط سوم ساعت
خط چهارم روز
خط پنجم ماه
و خط ششم نشان دهنده سال می باشد
خط سبز ، هم درست در جایی قرار می گیرد که مشخصات زمانی حال را نشان میدهد![]()
یک اثر هنری منحصر بفرد
خالق این اثر هنری که شخصی نیست بجز جمشید تاتا، در این نقاشی به گونه ای بر صفحه بوم رنگ پاشیده که وقتی یک استوانه فلزی را در وسط کاغذ قرار دهیم حاصل تداخل نور و رنگهای این بوم بر روی استوانه، انعکاس تصویر خود جمشید تاتا بر روی استوانه خواهد بود.



![]()
اگر به این تصویر دقت کنید، بنظر شما چی میتونه واجب تر از نون شب باشه ؟
سرنوشت هیتلر
جسد هیتلر، چه سرنوشتی پیدا کرد ؟!
در واپسین ماههای حیات، هیتلر، مبدل به مرد افسرده و رهبری شده بود که قادر به گرفتن کوچکترین تصمیم سیاسی و نظامی نبود. در ۳۰ آوریل سال ۱۹۴۵، هیتلر با شلیک به سر خود و خوردن سیانور، خودکشی کرد. اوا براون، معشوقه هیتلر که در آخرین روز با وی ازدواج کرد، او را در خودکشی همراهی کرد. با وصیت وی، جسد او و اوا براون با بنزین سوزانیده شد. در همان روز، رئیس دستگاه تبلیغات نازیهای یعنی گوبلز و همسرش بعد از کشتن فرزندانشان، خودکشی کردند. ارتش شوروی در ۲ و ۳ ماه می سال ۱۹۴۵، ابتدا جسد گوبلزها را پیدا کرد و سپس در پنج می، بقایای پیکر هیتلر را پیدا کرد.
اینها چیزهایی هستند که همه میدانند. اما در این میان برخیها هم عقیده داشتند و حتی دارند که هیتلر، به نحوی موفق به فرار شده است. حتی اخیرا، یک باستانشناس و متخصص استخوان به نام "نیک بانتونی" و یک استاد ژنتیک به نام "لیندا استراسبورگ"، در اظهار نظرهایی، شک و تریدهای تازهای را در مورد اصالت بقایای به جا مانده از پیکر هیتلر، برانگیختند، اظهار نظرهایی که بازتاب رسانهای پیدا کرد.
به همین دلیل، خبرگزاری CNN کوشید که یک بار دیگر به نحوی قضیه را بررسی کند. در مقالهای که چند وقت پیش این خبرگزاری منتشر کرد و تا مدتی در شبکههای اجتماعی به دفعات لینک دهی صورت می گرفت، چیزهای تازهای در مورد آنچه بر سر پیکر هیتلر آمد، به چشم میخورد.
CNN حقایق ادعایی تازه را در مصاحبه اختصاصی با رئیس قسمت آرشیو سازمان امنیت ملی روسیه FSB ، فردی به نام "ژن واسیلی خریستوفوروف"، به دست آورده است:
در اوایل ژوئن سال ۱۹۴۵، ارتش شوروی جسد هیتلر و براون را در جنگلی در بیرون شهر راتنئو Rathenau به خاک سپرد. ۸ ماه بعد، یعنی در فوریه سال ۱۹۴۶، جسدها مجددا از خاک بیرون آورده شدند و در یک پادگان ارتش شوروی در شهر ماگدبرگ آلمان شرقی، دفن شدند.
تا زمانی که روسها بر محل دفن تسلط داشتند، خیالشان از دسترسی غریبهها به محل دفن، راحت بود. اما در مارس ۱۹۷۰، یعنی زمانی که قرار شد که شوروی این پادگان را تخیله کند و آن را تحویل مقامات آلمان شرقی بدهد، این واهمه در سر مقامات امنیتی شوروی شکل گرفت که ممکن است، محل دفن هیتلر به پرستشگاه کسانی تبدیل شود که عقاید فاشیستی دارند.
رئیس وقت KGB در آن زمان، یوری آندروپوف بود، او با کسب موافقت از سران حزب کمونیست، اجازه یافت که یک مأموریت فوق سری را برای امحاء بقایای اجساد هیتلر و دیگر نازیها به مرحله اجرا درآورد.
اسم رمز این عملیات آرشیو یا The Archives بود و به وسیله گروهی از عوامل KGB انجام شد. این عملیات در ۴ آوریل سال ۱۹۷۰ انجام شد. آنها دو پروتکل برای این عملیات داشتند. در یک پروتکل، آنها میتوانستند با انهدام فیزیکی کل محل، مأموریت را به انجام برسانند، اما در پروتکل بعدی، آنها با نبش قبر، بایستی بقایای اجساد را بیرون میآوردند و نابود میکردند. آنها ترجیح دادند از شیوه دوم استفاده کنند. بقایای اجساد در یک کوره، در بیرون شهر شوئنبک Shoenebeck که در ۱۱ کیلومتری ماگدبرگ بود، سوزانده شد، خاکسترها جمع شد و به رود Biederitz ریخته شدند.
تنها قسمتهایی که از بدن هیتلر باقی ماند، قسمتهایی از استخوان آرواره و جمجمه او بود که به روسیه فرستاده شد. FSB شکی در متعلق بودن این قطعات استخوانی به هیتلر ندارد. در سال ۲۰۰۰، در جریان نمایشگاه جنگ جهانی دوم در مسکو، این قطعات جمجمه هیتلر که سوراخ گلولهای که هیتلر با آن خودکشی کرده بود، روی آن مشخص بود، به نمایش گذاشته شد ...

تصویر قطعه ای از جمجمه هیتلر
کارت شناسایی هیتلر
گواهی تولد و غسل تعمید هیتلر
نکاتی در مورد زندگی هیتلر:
1. آدولف تنها فرزند خانواده هیتلر بود.
2. با پدرش اصلا رابطه خوبی نداشت.
3. از جاهای بن بست بشدت می ترسید.
4. انسانی فوق العاده با هوش بود به طوری که با دست چپ نقاشی میکرد و با دست راست ریاضی حل میکرد.
5. هرگز لب به مشروب و سیگار نزد.
6. دستور داد تا ماشینی ارزان قیمت بسازند که تمام مردم آلمان بتوانند استفاده کنند. (اون ماشین فولکس بیتل بود)
7. ماشین فولکس را هیتلر طراحی کرد.
8. خلبان مورد علاقه اش (بور) بود.
9. در جنگ دچار کوری موقت شد و در بیمارستان نظامی برلین بستری شد.
10. آدم سرسختی بود.
تاریخ میگه آلمانها به طرز وحشیانه ای لهستان رو اشغال کردن و مورخی هست که میگه نباید بگین لهستان باید بگین له هستان چون اونا در جنگ له شدن هیتلر لهستانیها رو دو دسته کرد یکی دسته باسوادها و دیگری بی سوادها بعد دستور داد تا تمامی با سواد ها رو قتل عام کنن تا مبادا روزی بهتر از آلمانها بشن. بعد دسته بیسواد ها رو به کار در معادن بردن.
هیتلر در کتابش میگه در طول عمرم فقط دو بار گریه کردم یکی زمانی که مادرم مرد و دیگری زمانی که آلمان در جنگ شکست خورد. در معاهده ی ورسای آلمانها حق نداشتن نیروی نظامی داشته باشن اما هیتلر دستور داده بود تا در کارخانه پرورش مرغ هواپیماهای جنگی بسازند.
هیتلر زمانی که خواب بود هیچکس جرات بیدار کردنش رو نداشت چون یه بار گروهبانی این کار رو کرده بود و اون گروهبان بدبخت رو به تیر بار بسته بودن. به همین خاطر در اواخر جنگ اکثر مناطقی که آلمانها از دست میدادن زمانی بود که هیتلر خواب بود.
هیتلر 12دانشمند آلمانی رو زندانی کرد و با یک هفته ای که به اونها مهلت داد به اونها گفت: شما باید ماشینی بسازید که در گرمای آفریقا و سرمای روسیه حرکت کنه و آب رادیاتورش در سرما یخ نزنه و در گرما جوش نیاره. اونا فولکس رو ساختند که رادیاتور نداره و موتورش در عقب قرار داره تا سرمای زمستان و گرمای تابستان روی موتورش تاثیر نذاره.
علت شرکت کردن آمریکا در جنگ این بود که هیتلر به تمامی کشورهای هم پیمانش دستور داده بود تمامی کشتی ها، ناوها و زیردریایی های کشور های بیطرف رو نابود کنن به همین خاطر یه زیر دریایی ژاپنی یه ناو آمریکایی رو زد و این بهانه ای شد برای حضور آمریکا در جنگ.. و در انتها شعار هیتلر با ارتش خودش و هم پیمانهاش این بود که تا زمانی که جلو میرم پشت سرم بیائید، کشتنم انتقامم رو بگیرید، عقب نشینی کردم به من مهلت ندهید و من رو بکشید.
تصاویر جالب و دیدنی
نظارت یک پلیس چینی به امحای مواد آتش زای غیر استاندارد 
تصویر ماهواره ای گرفته شده از شهر " پورتو پرنس " مرکز زلزله زده هاییتی پس از وقوع زلزله ویرانگر اخیر در این کشور 
قلعه ساخته شده از علف از سوی یک پدر و پسر استرالیایی در ملبورن
انجام مانور پلیس نظامی کره جنوبی پیش از اعزام به لبنان برای ایفای نقش نیروهای حافظ صلح سازمان ملل( یونیفل )
ساخت یک مجسمه یخی از ملکه بریتانیا درمقابل کاخ باکینگهام ( محل زندگی ملکه ) 
قندیل های یخ بسته روی مجسمه نمای یک ساختمان در " سن پترز بورگ " روسیه 
آبشار نوردی ! بالا رفتن یک سنگ نورد سوییسی از آبشاری یخ بسته 
بازدید علاقه مندان از یک ببر برفی در نمایشگاه مجسمه های یخی در کره جنوبی 
کاخ ریاست جمهوری هاییتی قبل و بعد از زلزله ویرانگر اخیر
یک افسر گارد مرزی هند در حال باز کردن در مرزی بین هند و پاکستان
یک فوتبال دوست مصری مشغول تماشای بازی تیم ملی فوتبال مصر با نیجریه در استادیومی در آنگولا
نمایشگاه البسه چرمی و پوستی در پکن 
اهدای گل از سوی تنی چند از فعالان حقوق بشر چین در مقابل ساختمان شرکت گوگل در پکن برای قدردانی از اقدام گوگل در اعتراض به سیاست های دولت چین در اعمال سانسورهای شدید در فضای وب و کنترل سرویس جی میل شهروندان ناراضی چینی 
یک مرد اهل مونته نگرو مشغول دادن غذا به یک اسب ابی در باغ وحش شخصی خود در مونته نگرو

بدون شرح! 





یک زندگی متفاوت
یک زندگی متفاوت
نکاتی برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی
************
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.
1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.
**********
2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.
2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید.
**********
3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.
3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.
**********
4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."
4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»
**********
5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--
Faith, Family, Friends.
5- با سه Eزندگی کنید؛ Energy(انرژی)، Enthusiasm(شوق)، Empathy(فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه Fیعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده) و Friends(دوستان).
**********
6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.
6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.
**********
7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.
7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.
**********
8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.
8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.
**********
9. Dream more while you are awake.
9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید..
**********
10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.
10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.
**********
11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.
11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.
**********
12. Try to make at least three people smile each day..
12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید..
**********
13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.
13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.
**********
14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.
14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.
**********
15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.
15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
**********
16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.
16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.
**********
17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.
17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.
**********
18. Life isn't fair, but it's still good..
18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.
**********
19. Life is too short to waste time hating anyone.
19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
**********
20. Don't take yourself so seriously. No one else does
ارزش یک لحظه
To realize The value of a sister Ask someone Who doesn't have one.
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد.
To realize The value of ten years: Ask a newly Divorced couple.
ارزش ده سال را، از زوج هایی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
To realize The value of four years: Ask a graduate.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
To realize The value of one year: Ask a student who Has failed a final exam.
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهایی مردود شده است.
To realize The value of one month: Ask a mother who has given birth to a premature baby.
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.
To realize The value of one week: Ask an editor of a weekly newspaper.
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.
To realize The value of one hour: Ask the lovers who are waiting to meet.
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.
To realize The value of one-second: Ask a person who has survived an accident.
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.
To realize The value of one millisecond: Ask the person who has won a silver medal in the Olympics.
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.
Time waits for no one. Treasure every moment you have.. You will treasure it even more when you can share it with someone special.
زمان برای هیچکس صبر نمی کند. قدر هر لحظه خود را بدانید. قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید.
To realize the value of a friend: Lose one.
برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده.
گرگان
تاریخچه نام گرگان :
|
نامهای قدیمی گرگان : در زبان کردی و طبری نیز ورگ است .ورگ و هرگ به معنی ورکان یا وهرکان یعنی سر زمین گرگها می باشدو بعد به گرگان تبدیل شده است |
تاریخچه گرگان :
شهر گرگان یا همان استرآباد بر اساس متون مکتوب , آثار تاریخی چندین هزار ساله دارد .
در گذشته فضا در قدیمی شهر همیشه هسته اولیه شکل گیری شهر بوده است . و بر
فضایی چون مرکز شهر , محلات , گذرگاهها میادین و ... استوار بوده است , بافت قدیمی به جا
مانده در استرآباد غالبا متعلق به دوران صفویه , زندیه و علی الخصوص وابسته به سبک
دوران قاجار است , در معماری بافت قدیم , عواملی مثل آب , زمین , تابش نور خورشید و
همچنین عوامل اجتماعی فرهنگی نقش به سزایی داشته است .
گرگان توسط بارویی به طول 6 کیلومتر محصور بوده است و بر نقاط مختلف این بارو و به
فاصله های معین برجهایی قرار داشت که در آنها قراولان از شهر محافظت می کردند
رفت و آمد از 4 دروازه انجام می گرفت در حاشیه بیرونی باروها خندقی عمیق حفر شده بود
که از خاک آن باروها را بنا کرده بودند , از اواسط حکومت قاجار استرآباد به سوی تخریب و
ویرانی کامل رفت و در اوایل حکومت پهلوی اول باقی مانده آنهم از بین رفت و با معماری و
فرم امروزی دوباره شکل گرفت .
در زبان پهلوی گرگان را ورکان (Vurkan) یا ورکانه یا وهرکانه و در زبان یونانی هیرکان یا
هیرکانیا (Hyrcania) و در زبان عربی جرجان میگفتند. گرگان از مهمترین منطقهها، در
زمینه تحقیقات و کاوشهای باستانشناسی است.
نخستین کاوشها در حدود سال ۱۸۴۱ میلادی در زیر تپهای مصنوعی در نزدیک شهر گرگان
انجام شد که خزانه معروف استراباد در ان کشف گردید. کارشناسان برخی از اشیای موجود در
آن خزانه را که شباهت بسیار با کشفیات تپه حصار دامغان داشته متعلق به هزاره سوم پیش از
میلاد و (متعلق به حدود ۵ هزار سال قبل) دانستهاند.
در اواخر قرن نوزدهم در محلی به نام خرگوش تپه در نزدیکی گرگان امروز (در قسمت شمال
شهر) نیز تحقیقاتی انجام شد، و در سال ۱۹۳۱ یک گروه آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا به
روستای معروف تورنگتپه در ۲۰ کیلومتری شرق گرگان رفته و به کاوش و بررسی پرداختند
و به آثاری ارزشمند از تمدن قدیم در این منطقه دست یافتند. دو سال بعد در سال ۱۹۳۳، یک
گروه باستانشناسی سوئدی به منطقه گرگان آمدند و پس از مطالعه حوزه رودخانه قرهسو یا
سیاه آب در شمال گرگان اعلام کردند، بیش از ۳۰۰ تپه تاریخی در این منطقه وجود دارد که
یکی از آنها شاهتپه بزرگ یا اسلامتپه است که در ۱۵ کیلومتری شمال غربی گرگان قرار دارد.
در دوره ساسانیان دیوار تدافعی بزرگی در این منطقه از ایران ساخته شد که توسط باستان
شناسان انگلیسی به مار سرخ شهرت یافتهاست.۱ این دیوار بزرگ در قرن پنجم میلادی تکمیل
یافت و نشانه از صنعت پیشرفته تدافعی آن عصر را دارد.۲
با ورود اسلام و در سدههای آغازین آن، ایالت طبرستان جایگاه ارزشمندی در شکوفایی فرهنگ
و تمدن اسلامی داشت. شهرهای جرجان و استراباد از این ایالت مهد دانشمندان بزرگ آن دوران بود.
کاسه سرامیک گرگان، قرن سیزدهم میلادی
عنصرالمعالی کیکاوس (از آخرین امیران آل زیار و نگارنده کتاب گرانقدر قابوس نامه) و
عبدالقاهر جرجانیابوسهل مسیحی و سیداسماعیل (حکیم) جرجانی صاحب
دایرهالمعارف ذخیره خوارزمشاهی، از این سرزمین بودهاند.
میرداماد و میرفندرسکی، دو فیلسوف بزرگ و فخرآفرین جهان اسلام، نیز از این منطقه
برخاستهاند. (صاحب تألیفات گرانبها در صرف و نحو و معانی و بیان عربی) در تحول ادبیات
فارسی و عربی نقش مهمی داشتند. قابوسنامه را، همچنین، مجموعه تمدن اسلام پیش از مغول نام
نهادهاند. در علم پزشکی نیز این منطقه سهم عمدهای در جهان اسلام داشته بهگونهای که دو تن از
معروفترین پزشکان ایران و جهان،
در زمان قاجاریه ایران به ۴ ایالت و ۱۲ ولایت تقسیم شده بود و منطقه یا سرزمین استراباد یکی
از آن ولایات بود که به هشت بلوک یا هفت و نیم بلوک به نامهای انزان، سدن رستاق، استراّباد،
شاهکوین و ساور، دهات ملک، کتول، فندرسک و رامیان، و کوهسار، و همچنین دو طایفه
بزرگ ترکمن به نامهای یموت و گوکلان تقسیم شده بود.
هر یک از این بلوکها را یک نایبالحکومه زیر نظر حکمران استرآباد اداره میکرد.
دیوار بزرگ گرگان :
دیوار بزرگ گرگان یا دیوار سرخ گرگان (به ترکمنی: قزلآلان) دیواری تاریخی است که از کنار
دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوههای گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه
مییافتهاست. امروزه تقریبا تمام این دیوار از میان رفتهاست و تنها بخشهای کوچکی از آن
که در زیر خاک مدفون مانده، باقی است. گفته میشود که دیوار تاریخی گرگان پس از دیوار
چین، بزرگترین دیوار دفاعی جهان است .
براساس نوشته تبری در تاریخ تبری ، در حمله سعید بن عاص سردار عرب به گرگان، مردم
این دیار به سختی در مقابل سپاه هشتاد هزار نفره او مقاومت کردند به طوریکه سعید بن
عاص از وحشت، نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت دو طرف وارد مذاکره شدند.
سعید بن عاص سوگند خورد به مردم امان داده و یک تن از آنها را نخواهد کشت. گرگانیان
تسلیم شدند اما سردار عرب همه را به قتل رساند به جز یک نفر. وی در توجیه پیمانشکنی
خود گفت: من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم!! .
به نوشته فتوحالبلدان ، گرگانیها در زمان سلیمانبنعبدالملک اموی سر به شورش برداشته
و عامل خلیفه را کشتند. یزید بن مهلب که برای سرکوبی مردم گرگان و جلوگیری از گسترش
قیام در سال 99 به سوی این دیارشتافته بود، وقتی با پایداری اهالی این سامان مواجه شد
سوگند خورد که با خون عجم گرگانی آسیاب بگرداند و گندم آرد کرده بخورد.
بلاذری مینویسد: پس از فتح قلعه، به حکم یزید جهم بن زحر جعفی چنان شروع به کشتن
کرد که در آن وادی خون روان شد.
این کشتار در روضهالصفا اینگونه نقل شده است: قاتلان اسیران را بر کنار جویی که به
آسیایی میرفت، بنا به دستور یزید بن مهلب مانند گوسفند ذبح کردند و از آرد آن آسیا طعامی
مرتب کردند پیش یزید آوردند تا بخورد و چهار هزار نفر دیگر از آنها را بیاویخت.
تاریخ تبرستان همچنین آورده است: پس از سرکوب ایرانیان آزاده در گرگان، یزید بن مهلب در
نامهای به خلیفه اموی نوشت: چندان غنائم برداشتم که قطار شتر به شام رسد.
به پای نام این پاکیزه این خاک
چه سرهایی که درغلتیده در خاک
که تا گرگان ز صدها معبر خون
گذشت و آمد اینک تا به اکنون
چنین بودست، زین پس هم چنان باد
و نام پاک گرگان جاودان باد
-------------------------------------------------------------------------
میل رادکان :
میل رادکان یا گنبد رادکان، در ۴ کیلومتری جنوب شرقی روستای رادکان و در ۴۲ کیلومتری
جنوب کردکوی و ۵۴ کیلومتری جنوب غربی گرگان در یک منطقه کوهستانی - جنگلی و بر فراز
تپه با صفایی که دارای موفقعیت خاص طبیعی و سوق الجیشی است در دامنه جنوبی
سلسله جبال البرز و درهها و تراسهای حاشیه شمالی رودخانه نکا که از شرق به غرب
جریان دارد قرار دارد. این گنبد در امتداد گنبدهای لاجیم ورسک در کنار شاهراه منتهی به
شاهکوه , گردنه شمشیر بر, چشمه علی , جهان نما, بخش یانه سر , بر فراز تپهای که از دور
نمایان است , به منظور راهنمایی رهگذران و مسافران ساخته شدهاست. بعدها از این بنا
بهعنوان آرامگاه بانی آن استفاده کردهاند. این گنبد مدفن یکی از اسپهبدان آل باوند طبرستان
به نام ابوجعفر محمدبن وندربن باوندی است.
بر کتیبهای که در زیر گنبد دیده میشود, ساخت آن در ۴۰۷ هجری قمری در زمان فرمانروایی
اسپهبد ابوجعفر آغاز و در ۴۱۱ هجری قمری بدست احمدبن عمر به پایان رسید. این بنا از دو
قسمت گنبد و بدنه تشکیل شدهاست. گنبد آن بصورت ترک (مخروطی شکل) و دو پوشه
است, که بیش از ۳۵ متر ارتفاع دارد. بدنه بسیار ساده و دارای آجر چینی معمولی و دارای
تزئینات آجرکاری و گچ بری است. به منظور استحکام بخشی بیشتر حد فاصل بندهای آجرها با
فشار انگشت دست به داخل فشرده شدهاست که قابل توجه میباشد.
در فواصل معیین سوراخهایی به چشم میخورد که جای داربست بوده که در هنگام احداث بنا
تعبیه شدهاست. ورودی هلالی شکل آن در ضلع جنوبی گنبد قرار دارد. زیباترین قسمت بنا در
بخش فوقانی آن قرار دارد, که عبارت از دو ردیف قطار بندی و دو کتیبه کوفی و پهلوی است
که در میان تزئینات آجرکاری و گچ بری که نام بانی و تاریخ ساخت بر آن نوشته شدهاست.
طرح داخلی گنبد رادکان مدور و دارای نمایی ساده و اندود گچ و آهک است. در تمام بدنه بنا
آجر و ملات گچ و آهک بکار رفتهاست.
------------------------------------------------------------------------
میل گنبد :
بنای آجری میل گنبد قابوس از نقطه نظر عظمت معماری، ویژگیهای هنری و تکنیکی در
زمره بزرگ ترین مفاخر معماری قرن چهارم هجری قمری به شمار میآید.
ساختمان این میل که آرامگاه شمس المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری است، در بالای تپهای
در میان پارک بزرگ شهر گنبد کاووس واقع شده است .این بنا از زیباترین و باشکوهرین بناهای
اوایل دوره اسلامی است که با وجود استفاده بسیار کم از عناصر تزیینی دارای ساختارهای
متناسب، موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا
میکند. ساختمان میل در اصل متشکل از سه قسمت شالوده، ساقه و گنبد مخروطی است
که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارد. ساقه این میل بر روی پایهای مدور قرار دارد و تنها نزدیک
به 2 متر آن بیرون از زمین است و بر اساس مطالعات به عمل آمده بخش بزرگی از آن در ول
زمین فرو رفته است.خود ساق با نمای دایرهای پردهدار ، بر روی این شالوده قرار دارد و 37
متر ارتفاع دارد. در بدنه ساقه بنا 10 پره مثلثی شکل با فواصل معین و با تناسب و زیبایی
کامل قرار گرفته است، به طوری که علاوه بر ایجاد زیبایی ، از حجم ساده و بی قواره ساقه
کاسته و نیز موجب استحکام بنا شده است.تنها تزیین این ساقه در بالای در ورودی مشتمل بر
دو رشته کتیبه کوفی آجری است که یکی در ارتفاع 8 متری از سطح زمین و دیگری زیر پا کار
گنبد تعبیه شده است . عرض این کتیبه 80 سانتی متر و هر دو مشتمل بر یک عبارت تاریخی
است که سال (397 هـ.ق. و 375 هـ.ش) را نشان میدهد . این کتیبه عاری از هر گونه پیرایه
و تزئینات است و همچون خود گنبد تنها به استحکام و ماندگاری آن توجه شده است . خطوط و
حروف کتیبه با آجر ساده قرمز رنگ که روی آن سائیده شده بدون هیچ گونه روکشی در درون
قابهای آجری جای گرفته است. خطوط کوفی ساده این کتیبه ، دارای برجستگی است و در
عین حال ، نوعی تراش ظریف و زیبایی متناسبی دارد که از هر جهت با شکل ساختمان
آرامگاه تناسب دارد .گذشته از سادگی کتیبه در هنگام نصب خطوط و قابسازی آن این نکته
مراعات شده که از هر جهت ماندگاری آن بر روی بدنه تضمین شود. برای این منظور هر کدام
از حروف آجری و آجرهای قاب کتیبه ریشههای بلندی دارد که درون دیوار گنید فرو رفته
است . به همین خاطر و به علت پختگی آجر قرمز و استحکام آن هنوز پس از هزار سال ،کتیبه
تقریباً سالمی بر جای مانده است . تکرار یک متن در دو جای بنا نیز به ماندگاری محتوای کتیبه
کمک بزرگی کرده است. بدنه بنا سراسر از آجر قرمز رنگ ساخته شده است. آجرهای سخت
این بنا که در نهایت پختگی و استحکام هستند، به علت تابش آفتاب در طول قرنها به رنگ زرد
طلایی در آمدهاند که خود بر زیبایی بنا افزوده است. شکل آجرهایی که در بدنه بنا به کار رفته
است معمولی و یکسان است ، به جز آجرهایی که در بدنه گنبد مخروطی مورد استفاده واقع
شده است . آجرها خوب پخته شده و خوب به ملاط چسبیده و سخت توپر و یکپارچه
است.گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر و بر روی ساقه بنا شده است. این گنبد بر خلاف بیش
تر برجها و گنبدهای آرامگاهی یک پوش است و بدون هیچ واسطهای بر روی بدنه برج قرار
گرفته و شیب تند و سطح صاف و صیقلی آن به ماندگاری گنبد کمک فراوان کرده است . درون
بنای گنبد قابوس ساده و تنها با اندود گچ پوشش یافته که با گذشت زمان به سیاهی گراییده
است.بر بالای سر در ورودی بنا دو رشته مقرنس زیبای ساده کار شده که جزو اولین نمونه
مقرنسهای هنر اسلامی ایران به شمار میرود. همچنان که از متن کتیبه بر میآید این بنا در
سال 397 هـ.ق. توسط شمس المعالی قابوس بن وشمگیر آل زیار جهت آرامگاه شخصی بنا
شده است . نامبرده که در آن روزگار فرمانروای گرگان بود، مردی دانشمند ـ هنرمند،
سلحشور ـ دوستدار و مشوق علم و هنر بود . وی در سال 402 هـ.ق. یعنی 5 سال بعد از
ساخت گنبد قابوس وفات یافت . این بنا در فهرست بناهای تاریخی ایران به ثبت رسیده است .
---------------------------------------------------------------
آشوراده :
آشوراده تنها جزیره دریای خزر در شمال ایران است. این جزیره که در قرون گذشته متاثر از عملکرد
و فعالیت گروه های انسانی با حفر کانال از توده اصلی خشکی خود (شبه جزیره میانکاله) جدا
افتاده، از جایگاه و شرایط ویژه ای در کلان اقتصادی و سیاسی کشور برخوردار است. تحولات
تاریخی قرون گذشته به همراه تغییرات و تحولات ایجاد شده در سالهای اخیر، سبب و عامل ایجاد
فراز و نشیبهایی در موضوع اهمیت و جایگاه جزیره و متقابلا توجه دولت به آن شده است. به طوری
که تقریبا در تمامی دهه های صدساله اخیر می توان اندیشه ها، طرح ها و برنامه های مطرح شده
در جهت عمران و آبادی این جزیره را جستجو کرد .
استان گلستان :
استان گلستان شامل قسمتی از جلگه های جنوب شرقی دریای خزر و کوههای البرز شرقی
می باشد. این استان ازطرف شرق به استان خراسان، از طرف شمال به ترکمنستان و دریای
خزر، از غرب به استان مازندران و جنوب به استان سمنان محدود گردیده و مساحت آن 7/20460
تاریخ :
وجه تسمه وسابقه تاریخی آشوراده
آشوراده یا جزایر آشور نام بخشی از خشکی شبه جزیره میانکاله است که در قسمت
شرقی آن واقع شده است. از سابقه اولیه سکونت و وجه تسمه آن اطلاع درستی در دست
نمی باشد. در لغتنامه های فارسی پیرامون آشوریان، شاور و آشوراده توضیحاتی به شرح
ذیل آمده است:
آشوریان: نام قومی از نژاد سامی ساکن بابل است که سپس به سواحل وسطای دجله و
جبال مجاور آن هجرت کردند و آنجا دولتی کوچک به نام آشور بنیاد نهادند. آشور نام رب النوع
معبد آنان بوده و پایتخت این ملک نیز در ابتدا شهری به همین نام بود ولی در دوره های بعدی
شهر کالا و پس از آن نینوا عاصمه ملک کردند استقلال این قوم میان قرن 18 و 15 پیش از میلاد
بوده است رفته رفته این دولت بزرگ شده واز طرفی تا مصر و از یک سو تاکویر ایران و
ارمنستان انبساط یافت وماد و پارسی دست نشانده او شدند و ایلام ازمیان برفت.
جغرافیا :
شرایط حاکم بر مرفولوژی ناحیه مورد مطالعه تنها متاثر از یک عامل بیرونی (مکانیزمهای
فرسایشی) می باشد. به لحاظ فرمولوژیکی آشوراده و میانکاله به عنوان یک فلیش ساحلی
ساخته می شوند. فلیشها در حقیقت امتداد زبانه خشکی در آب است. از فلیش میانکاله می
توان به عنوان یک نمونه شاخص در جغرافیای ایران نام برد. به لحاظ لیتولوژی این شبه جزیره
از رسوبات آبرفتی حاصل از عملکرد فرسایش رودخانه کهر باران یانکارود و حمل وانباشته
شدن رسوبات در این ناحیه تشکیل شده است. جنس این رسوبات بواسطه جنس سنگها در
نواحی که توسط آب حمل شده اند متفاوت است. این رسوبات فاقد رس بوده که علت اصلی
آن شستشو توسط جریان آب دریا و عمل باد درحمل و برداشت خاک رس است. فقدان خاک
رس در رسوبات میانکاله و بطور محسوس جزیره آشوراده تاثیر گذاری عمل فرسایش آب دریا
و باد را چشمگیر ساخته و تپه های ماسه ای ناشی از حمل آن توسط باد یا موج دریا را شکل
داده است. این تپه ها اصلی ترین ناهمواریهای جزیره می باشند که سبب جنس ومکانیزم
ایجادفاقد ارتفاع چشمگیر بوده و عمدتاً به صورت تپه های کوتاه و کشیده ( کشیدگی از غرب
به شرق به جهت جریان باد و اندازه قطر ماسه) با چاله های میانشان جلوه گر شده اند.
بررسی اسناد وشواهد تاریخی پیرامون مرفولوژی این جزیره مؤید این نکته است که در قدیم
بخش انتهایی میانکاله را سه جزیره تشکیل می داده است. آن از میان رفته است.
جمعیت :
تسلط روسها در طی نزدیک به یک قرن بر این جزیره فضای اجتماعی خاصی رابرای آن بهمراه
داشت. بطوریکه اختلاطی از جمعیت روس و ترکمن پدید آمده و حتی با تخلیه روسها در سال 1917
باز هم در این جزیره عده ای از روسها به واسطه ازدواج یا سایر عوامل باقی ماندند. پس از
تخلیه روسها دولت مرکزی ایران بر این جزیره تسلط یافت لیکن هیچگونه اقدام خاصی در
جهت ساماندهی فضایی آن صورت نداده و تنها به مرمت و بازسازی قلاع قدیمی روسها و
تبدیل آن به پاسگاه قناعت میکند. کم توجهی دولت مرکزی به ذخائر دریای خزر و قابلیت در
غالب کمپانی مشترک شیلات ایران و روس به شوروی سابق، سبب و عامل کم رونقی جزیره
و تخلیه تدریجی آن شد. این جریان تا سالهای دهه 30 هجری شمسی ادامه داشته واز آن
زمان با اتمام قرارداد کمپانی مشترک شیلات ایران وروس، شرکت شیلات ایران در این جزیره
اقدام به احداث پایگاه نموده و با فراهم آوردن زمینه های اشتغال مناسب تعدادی از خانوارها
را جذب و تحول خاص در نظام اجتماعی، سیاسی آن بوجود می آورد.
--------------------------------------------------------------------
در حالی که بسیاری از کشورها در صنعت توریست و گردشگری به پیشرفته های بسیاری
دست یافته اند و به اهمیت والای این صنعت در توسعه کشورشان واقفند، اما کشورهای در
حال توسعه چندی بیش نیست که دریافته اند که باید برای توسعه کشورشان به این صنعت
نگاه ویژه ای داشته باشند.
در این بین، کشور ما نیز چند سالی است که صنعت توریست و گردشگری را مورد توجه قرار
داده و در گلستان با توجه به قابلیت های فراوان در این خصوص، نگاه ویژه به این صنعت
صورت شده است.
در این راستا چندی پیش قرارداد اجاره مجموعه تفریحی، گردشگری اسکله بندرگز با حضور
مسوولان استانی و سرمایه گذاران عمانی میان سازمان همیاری شهرداری های استان
گلستان و شرکت گردشگری ایران عمان به امضا رسید.
در واقع مسوولان استانی دریافتند که کلید توسعه استان در استفاده از قابلیت های
گردشگری است، چون گلستان مناطق بکر و دست نخورده بسیاری در زمینه گردشگری دارد
که می تواند منجر به توسعه این صنعت پر درآمد در منطقه شود. مسوولان دریافتند که
گردشگری محور توسعه استان است و برای این منظور باید از سرمایه گذاران داخلی و
خارجی بخواهیم که در این منطقه بکر و دست نخورده سرمایه گذاری داشته باشند و در واقع
دریافتند که قفل گردشگری استان فقط با سرمایه گذاری باز می شود .
-----------------------------------------------------------
اسکله بندر ترکمن :
اسکله بندر ترکمن در فاصله دو کیلو متری از بندر ترکمن و 3 کیلومتری جزیره آشوراده قرار
دارد .
-----------------------------------------------------------
شهر مرزی اینچه برون :
مردم
ساکنین اینچهبرون ترکمن از طایفه یموت و مانند تمام ترکمنها مسلمان سنی و حنفی
مذهب هستند. مردم اینچهبرون به کشاورزی و دامداری و تجارت چمدانی در گمرک اینچه
برون مشغول هستند.
موقعیت جغرافیایی
اینچه برون در شمال استان گلستان و در مرز کشور ترکمنستان قرار دارد. بازارچه مرزی
اینچه برون مهمترین عامل تردد و جاذبه گردشگری به این شهر کوچک است. تفریحگاه الماگل
از نقاط دیدنی آن سات.
زمینهای اطراف اینچه برون بیشتر شورهزار است. تالاب آلاگل دریاچه بزرگ آب شوریست که
در کنار این شهر قرار دارد.
دلیل شهرت
اینچه برون محل اصلی وقوع حوادث رمان هفت جلدی آتش بدون دود مهمترین اثر
نادر ابراهیمی است .
------------------------------------------------------------------------
ناهار خوران :
ناهارخوران نقطهای جنگلی در جنوب شهر گرگان است که در فاصله ۸ کیلومتری از مرکز شهر
قرار دارد. ار روایتهای قدیمی نیز چنین بر می آید که حجاج گرگانی که برای زیارت خانه کعبه
به مکه عزیمت می کردند و یا برای زیارت بارگاه امام رضا به مشهد مشرف می شده اند در راه
بازگشت کاروان از کوههای جنوب گرگان به منطقه زیارت می رسیده اند و در آنجا پس از
جندین ماه دوری، اطرافیان آنان به استقبال آنان میرفته اند و در منطقه فعلی ناهارخوران
جهت صرف ناهار توقف می کرده اند که امروزه به ناهارخوران مشهورشده است.
این منطقه از هوای نسبتاَ مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه
برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل
فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به صورت یک خیابان عمومی و نسبتاَ شلوغ و پر رفت و آمد
تبدیل شده و اکنون یکی از خیابانهای طولانی و اصلی گرگان است. این مسیر که به جادهٔ
ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیادهروی و نیز، تفریح مردم است. جوانان گرگانی در
نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر ، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ
دره ـ مراسم و آدابی برای خود دست و پا کرده اند. معمولاً شبهای پنجشنبه و جمعه مردم
شهر به این نقطه آمده و حال و هوایی عوض می کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات
اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدودهای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار
نفر میرسد. در زمستانها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای
رنگهای زیبای درختان انجیلی که بصورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می
شوند چند قهوهخانه و رستوران و دو هتل (هتل شهرداری و هتل جهانگردی) نیز در محوطه
ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی ها و گردشگران میباشند
در هتل جهانگردی ناهارخوران همچنین کلبههایی ویژه اجاره دادن به گردشگران وجود دارد و
همه ساله شمار زیادی از مسافران محور تهران-مشهد و جنوب سری هم به این مکان
میزنند. هرچند در مقایسه با تعداد مردمی که از این ناحیه بازدید و در آن گردش میکنند
امکانات رفاهی و تفریحی بسیار کمی وجود دارد.
مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود 7 کیلومتر به روستای زیبای زیارت می
رسد با دو آبشار بلند و دیدنی و چشمه آب گرم که از ییلاقهای معروف شمال و نقاط دیدنی
منطقهاست.و جزو 20 روستای برتر گردشگری ایران است به لحاظ حیاتهای تو در تو و رنگ
دیوارخانه ها و قدمت آن که متاسفانه در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازهای نو کیسه
افتاده و تمام ارزش توریستی خود را ازدست می دهد .
-------------------------------------------------------------
روستای زیارت :
یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران است .
این روستا در دهستان استرآباد جنوبی قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت
آن ۱٬۹۶۴ نفر (۴۷۸ خانوار) بودهاست. [۱]
زیارت در ادامه جاده ناهارخوران به سوی کوهستانهای جنوب شهر گرگان حدود ۱۰ کیلومتر
جلوتر از ناهارخوران قرار دارد.
زیارت به علت برخورداری از هوای نسبتاَ خشک و خنک بازدیدکنندگان بسیار زیادی دارد.
روستای زیارت به سرعت رو به گسترش است اگر چه از آغاز سال ۱۳۸۳ استانداری گلستان
بدون هر گونه برنامه مشخصی محدودیتهایی را برای ساختوساز ایجاد کرده ولی
آپارتمانسازی در این روستا با شتاب فراوان ادامه دارد.
از اماکن دیدنی این روستا میتوان به آبشارهای زیبا، چشمه آبگرم، امامزاده و همچنین بافت
قدیمی روستا نام برد. از نکات جالب در مورد این روستا، میانگین عمر بالای مردم آن است که
علت آن نیز زندگی طبیعی و استفاده از مواد غذایی جنگلی است.
------------------------------------------------------------------------------
النگدره :
النگدره نقطهای جنگلی در پنج کیلومتری جنوب غربی شهر گرگان در مسیر جاده ناهارخوران
است.
این نقطه در ایام بهار و تابستان و به ویژه در روزهای گرم و آفتابی مملو از افراد و خانوادههای
جمعیت شهری و روستایی است که از هوای گرم و شرجی شهر گرگان و روستاها و
شهرهای اطراف فرار میکنند تا ساعاتی را در فضایی مطبوع بگذرانند. هوای این منطقه
حداقل ۱۰ درجه خنک تر از نقاط شهری و پرجعیت است.
----------------------------------------------------------------------------
باران کوه :
آبشار باران کوه یکی دیگر از آبشارهای زیبای استان گلستان است
در 18 کیلومتری جنوب باختری گرگان و در مسیر رودخانه شصت کلا و پارک جنگلی باران کوه
واقع شده است .
------------------------------------------------------------
امامزاده نور :
امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر یکی از مفاخر معنوی و روحانی شهر گرگان در محله
سرچشمه این شهر واقع شده و بنای آن قدمتی 600 ساله دارد.
اسحاق بن موسی بن جعفر برادر تنی امام زضا (ع) است. بیشتر کسانی که به زیارت این
امامزاده میآیند؛ دانشجویان، محصلین و افراد زیر 30 سال هستند. یکی از نکات جالب و
دیدنی در خصوص این امامزاده، آن است که هنگام تحویل سال نو بیش از 2000 نفر در
امامزاده نور گرگان تجمع میکنند و پس از پایان مراسم تحویل سال به همه آنها کارتهای
تبریک و نقل و سکه اهداء میشود .
-------------------------------------------------------
روستای شاهکوه :
موقعیت و تاریخچه
روستای شاهکوه از توابع بخش مرکز شهرستان گرگان، با مختصات جغرافیایی 54 درجه و 25
دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 34 دقیقه عرض شمالی، در 65 کیلومتری جنوب شرقی
شهر گرگان قرار دارد.
این روستا، از شمال به کوه خوش دشتی، از غرب به کوه شیرکش، از جنوب به کنودره و
رودخانه فصلی رودبار دله محدود میشود. کوه سیاهپوش و کوه ترکه چال از دیگر کوههای
اطراف این روستا هستند. کوه گاوکشان در 6 کیلومتری جنوب شرقی روستا و کوه سرلیسه
در 5 کیلومتری شمال روستا واقع شدهاند.
روستای شاهکوه، تحت تأثیر اقلیم کوهستانی زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد.
ارتفاع روستا از سطح دریا 2540 متر و میانگین بارندگی سالانه آن 584 میلیمتر گزارش شده
است.
روستای شاهکوه نام خود را از ارتفاعات اطراف گرفته است و قدمتی دیرینه دارد. رابینو، در
سفرنامه خود از کاروانسرای قزلق و رباط سفید در فاصله چند کیلومتری آن یاد کرده است.
این روستا در گذشته، در مسیر جاده اصلی و شاهراه ارتباطی بین خراسان بزرگ و شاهرود
بوده است.
مردم روستای شاهکوه به زبان محلی مازندرانی سخن میگویند، مسلمان و پیرو مذهب
شیعه جعفری هستند.
الگوی معیشت و سکونت
براساس نتایج سرشماری سال 1375، روستای شاهکوه 671 نفر جمعیت داشته است که در
سال 1385 به 700 نفر افزایش یافته است. با توجه به زمستان سرد و بارش برف سنگین در
روستا، در فصل زمستان نیمی از جمعیت روستا، به شهرهای گرگان و اطراف کوچ قشلاقی
میکنند.
درآمد اکثر مردم روستای شاهکوه از فعالیتهای زراعی، باغداری و دامداری تأمین میشود.
تعدادی از مردم نیز در بخش خدمات و صنایع دستی اشتغال دارند. زمینهای زراعی به صورت
دیم و آبی کشت میشود و محصولات عمده زراعی آن شامل گندم، جو، سیبزمینی و
سبزیجات است. انواع محصولات باغی از قبیل زردآلو، سیب و بادام در روستا به عمل میآید.
مراتع غنی پیرامون روستا موجب رونق دامداری در روستا شده است. مهمترین محصولات
دامی آن عبارتند از: پشم، گوشت، شیر، ماست و کره.
روستای کوهستانی شاهکوه با بافت مسکونی متراکم در شیب ملایمی استقرار یافته است.
سقف خانهها، مسطح با پوششی از کاهگل و چوب است که اکثراً در یک طبقه و ندرتاً دو
طبقه ساخته شدهاند. کالبد خانهها و کاربری فضاهای درونی آن از نوع فعالیت و معیشت
ساکنین متأثر شده و با اقلیم کوهستانی منطقه سازگاری یافته است. مصالح به کار رفته در
ساخت خانهها عمدتاً بومی و شامل سنگ، گل، خشت و چوب میباشد.
این روستا دو محله بزرگ به نام ده میان و ده دره دارد. ده میان قدیمیترین محله روستا است
که از چندین محله کوچک به نامهای حسام محله، کابوسی محله، دهقان محله و ... تشکیل
شده است. ده دره نیز شامل نگین محله، بید پند، سرخ چاله و کلاتی محله میباشد.
جاذبههای گردشگری
روستای شاهکوه در امتداد دره دینو و کنودره واقع شده است و پیرامون آن را کوههای خوش
دستی، شیرکش، ترکه چال، سیاهپوش، گاوکشان و سرلیسه فرا گرفتهاند. کوه نیمه جنگلی
و بسیار زیبای سرلیسه در 5 کیلومتری شمال غربی روستا، با ارتفاع 2910 متر یک مقصد
طبیعت گردی است و کوهنوردان بسیاری را به سوی خود جلب میکند.
رشته کوه گاوکشان در 6 کیلومتری جنوب غربی روستا واقع شده و با ارتفاع 3813 متر یکی از
بلندترین ارتفاعات استان و سرچشمه رودهای سرتنگه، چهارده و آب ترودبان است. دامنههای
شمالی این کوه به شهرستان گرگان و دامنههای جنوبی آن به شهرستانهای شاهرود و
دامغان مشرف است. یخچالهای طبیعی رشته کوههای گاوکشان، بر زیبایی و جذابیت
ارزشهای گردشگری ورزشی آن افزوده است.
از دیگر جاذبههای طبیعی روستا میتوان به چشمههای متعدد و زیبای اطراف روستا و
حواشی سرسبز و دیدنی زرد چشمه، چشمه سار، سرخ چشمه، سنگ چشمه، استل سر
و شلیار اشاره کرد. رودخانه فصلی رودبار دله در جنوب روستا، رستنگاه درختان ارس در
ارتفاعات اطراف، بر جلوههای زیبای طبیعت روستا میافزاید.
آرامگاه امامزادگان یوسف و حسین از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع)، که به امامزاده غائب
معروفند، در شمال روستا واقع شده است. این آرامگاه ساده اتاقی کوچک است که از خشت
و گل و سقفی چوبی ساخته شده است.
کاروانسراهای قزلق و رباط سفید آثار تاریخی برجسته نزدیک این روستا است. این کاروانسرا
در 4 کیلومتری شمال روستای چهارباغ و در مسیر راه دهانه قزلق به شاهکوه قرار دارد.
رابینو در سفرنامه خود از این کاروانسرا یاد میکند. در ساخت کاروانسرا بیشتر از سنگ، آجر
و گچ استفاده شده و شامل تالار، قهوهخانه، اتاقها و دالانهای فراوان و سقف گنبدی
میباشد. چشمه ضلع شمالی کاروانسرا، آب آن را تأمین میکرده است. این کاروانسرا در
مسیر راه باستانی و شاهراه خراسان به شاهرود ساخته شده است.
مردم این روستا همانند سایر مسلمانان و ایرانیان در اعیاد مذهبی فطر، قربان و غدیر به
جشن و سرور و در ایام وفات ائمه و عزیزان به عزاداری میپردازند. مراسم ملی عید نوروز و
سیزده بدر و چهارشنبه سوری و شب یلدا نیز با تشریفات کامل برگزار میشود.
ا
ز بازیهای محلی روستا میتوان به کشتی با شال، کمربندبازی و کلنگ بازی اشاره نمود.
موسیقی محلی همراه با نی و نغمههای محلی در مراسم عروسی و شادی به اجرا
درمیآید.
پوشاک مردم روستا از لباسهای معمولی و رایج تشکیل شده است، ولی میانسالان و
کهنسالان روستا، از لباس محلی استفاده میکنند. مردان روستا معمولاً کلاههای پشمی و
نخی بر سر میگذارند و زنان نیز، از لباسهای محلی مازندرانی شامل دامنهای پرچین،
پیراهن بلند، شلوار، نیم تنه و روسری استفاده میکنند.
غذاهای محلی روستا مشتمل بر انواع آش، آبگوشت، کباب و انواع خورشتها است. مواد
لبنی شیر، پنیر، ماست و کره از غذاهای مکمل روستاییان میباشد.
دسترسی: این روستا از طریق شهر گرگان، با جادهای آسفالت قابل دسترسی است
------------------------------------------------------------------
پارک ملی گلستان :
پارک ملی گلستان بزرگترین و قدیمیترین پارک ملی ثبت شده در کشور ایران و پناهگاه
حیاتوحش است که در حد فاصل بین بلندیهای البرز واقع در شرق استان گلستان واقع
شدهاست. پارک ملی گلستان در قبل از انقلاب ۱۳۵۷، «پارک ملی محمدرضا شاه» نامیده
میشد.
این پارک اولین پارک ملی ایران است که در میراث جهانی یونسکو به عنوان یکی از ذخیره
گاههای زیستمحیطی کره زمین به ثبت رسیدهاست.
حد غربی آن از روستای تنگراه در استان گلستان شروع میشود و حد شرقی آن در روستای
رباط قرهبیل واقع در استان خراسان شمالی پایان مییابد. این پارک، پناهگاه حفاظت شده و
ویژهای برای انواع حیوانات از قبیل خوک، خرس، شغال، بز کوهی، گرگ، گربه وحشی، گوزن
و غیره میباشد.
گلستان، بزرگترین پارک طبیعی ایران است که بیش از ۹۱ هزار کیلومتر وسعت دارد .
-----------------------------------------------------
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:36 توسط مروارید - مونا - مینو | 2 نظر
آبشار کبود وال بزرگترین آبشار خزه ای جهان
این آبشار در 5 کیلومتری جنوب شهر علی آباد در محل تفرجگاه عمومی شهر واقع شده
است. این تفرجگاه با داشتن امکاناتی برای جلب توریست، از مهم تفرجی استان گلستان
محسوب می شود.
آبشار کبود وال که از چشمه های جنوبی تشکیل شده ، در عمق دره ای که جنگلی انبوه ان
را پوشانده ، قرار گرفته است.آب این آبشار،زلال و شفاف بوده و قابل شرب است. در مسیر
آبشارها هم سکوها و چادر های انفرادی و گروهی به تعداد کافی و مناسب نصب شده است
و هر ساله در تعطیلات تابستانی علاقمندان طبیعت را به خود جذب می نماید.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 3:37 توسط مروارید - مونا - مینو | نظر بدهید
دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز، واقع در 48هزارگزی شمال شرقی ایذه ، با 205 تن سکنه . آب آن از چشمه تامین میشود. محصول آن غلات وراه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
دهکده ییلاقی درازنو در جنوب شهرستان کردکوی و در محدوده ملک سورم سرا (بالا جاده فعلی) واقع شده است که در طول قرنها مورد استفاده خانوادههای زیادی از ساکنین بالا جاده و به صورت پراکنده از روستاهای همجوار بوده است که با احداث جاده ای در این دهکده علاقمندان زیادی از شهرستان کردکوی، گرگان و حتی سایر مناطق کشور از آن دیدن میکنند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران این دهکده ییلاقی به دلیل داشتن چشماندازهای زیبا و مشرف به تمامی نقاط جلگهای از جمله کردکوی، گرگان، خلیج گرگان، میانکاله، بندر ترکمن و سایر روستاها، طبیعت زیبا، برخورداری از آب و هوای مناسب و نزدیکی به کردکوی از مناطق جالب و منحصر به فردی است که با دایر کردن امکانات توریستی در خود منطقه، به طور حتم یکی از مهمترین مراکز توریستی کشور خواهد شد.
همچنین دهکده ییلاقی جهان نما در داخل منطقه حفاظت شده جهان نما قرار دارد که مشتاقان بسیاری را در فصول گرم چه به صورت خانوادگی و یا گروههای کوهنورد به خود جلب کند.
این منطقه با برخورداری از طبیعت و چشم اندازهای زیبا و جنگلهای پهن برگ و سوزنی برگ و جانوران وحشی و برج تاریخی رادکان از منابع اکوتوریستی با ارزش استان گلستان است که در صورت توجه بیشتر میتواند به قطب گردشگری اکوتوریستی استان گلستان تبدیل شود.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:56 توسط مروارید - مونا - مینو | نظر بدهید
منطقه حفاظت شده جهان نما - گرگان
منطقه حفاظت شده جهان نما که از نام یک دهکده ییلاقی در دامنه آن گرفته شده است، در سال 1352 بر اساس مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست با وسعتی معادل 30650 هکتار به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد.
این دهکده و دهکده های متصل به آن مانند سعدآباد محله، آب دره و غیره که درون منطقه
حفاظت شده قرار گرفته اند از سال های قدیم محل گذراندن اوقات فراغت مردم گرگان بوده
اند. این منطقه در ارتفاعات جنوب گرگان و جنوب خاوری کردکوی قرار گرفته است. پست ترین
نقطه آن 600 متر و بلندترین نقطه آن 1068 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. پوشش گیاهی
منطقه به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب آن بسیار متنوع است. به طور کلی جامعه غالب
گیاهی منطقه عبارت است از: درختان پهن برگ همراه با علفزارها، بوته زارها، گونه های
ارس و درختچه های پهن برگ شامل راش، آزاد، زرشک، ممرز، سرخدار، کلاه، میرحسن، بلند
بازو، نمدار، گل گاوزبان، کچف، ارس و درمنه.از زیستگاه های عمده منطقه می توان به ترکت
اشاره کرد که بخشی از منطقه امن جهان نما را تشکیل داده و زیستگاه عمده مرال، شوکا،
پلنگ، خرس، خوک وحشی، گرگ، پلنگ، قوچ، میش، کل و بز است، البته گاو موزی کش و
زیستگاه های اطراف آن نیز مناطق مناسبی برای مرال، شوکا، خرس، پلنگ و دیگر گونه های
جنگل زی هستند که در جنوب آن ها قوچ و میش زیست می کنند. زیستگاه های قاقله، آق
رضا، چکل گدا، لنده کوه، تالو، خوش دستی، لندو و مغزی از ایستگاه های کل و بز و قوچ و
میش است و در بعضی از قسمت های آن مرال نیز زیست می کند. زیستگاه های شربت،
کولیجال، سوته و گرمه تو هم محل زندگی خرس، شوکا، مرال و پلنگ هستند و در قسمت
های صخره ای آن کل و بز نیز وجود دارند.منطقه حفاظت شده جهان نما به علت کوهستانی
بودن و پوشش بوته زاری و علفزاری در کنار درخت زارهای تنگ، گونه های بسیار با ارزشی از
پرندگان را در خود جای داده است که در بین آن ها کبک دری، عقاب طلایی و هما نیز دیده می
شود. در جهان نما گونه های مختلفی از پرندگان مانند شکاری ها، لاشخورها، طرقه ها،
جغدها، کبوترها، زنبورخورها، سوسک ها، سعوها، عقاب ها، کلاغ ها، زردپره ها و غیره را می
توان مشاهده کرد. پستاندارانی مانند مرال، شوکا، کل، بز، قوچ، میش، پلنگ، خرس، گرگ،
راسو، شغال و خارپشت ها نیز در منطقه یافت می شوند که به علت شکار بی رویه، تعداد
جمعیت آنها شدیدا کاهش یافته است. از گونه های دیگری که در این منطقه زندگی می کنند
می توان به دوزیستان اشاره کرد.چشمه سارهای زیادی در داخل منطقه حفاظت شده و
محیط های اطراف آن وجود دارد که سرچشمه بسیاری از رودخانه های بزرگ و کوچکی که به
عنوان ذخایر منابع آبی محسوب می شوند به حساب می آیند. این رودخانه ها به خارج از
منطقه جریان می یابند. از جمله این رودخانه ها که همگی به خارج از منطقه جریان می یابند،
می توان به رودخانه های سفیدرود، ترکت، مغزی و چهارباغ و چشمه های زیارت، مغزی،
مارسنگ، اسبومرگاه، شاه پسند، ترکت، حاجی آباد، گچیان، مراد چشمه، قل قله، وارا،
خوش دستی، کلی چال، قورمه تو، پاییزبن و قلعه سرک اشاره کرد .
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:44 توسط مروارید - مونا - مینو | نظر بدهید
آبشار شیرآباد، ممتاز در جذب گردشگر
آبشار شیرآباد در شهرستان رامیان و در نزدیکی شهر خان ببین قرار داشته و در دل جنگلی بسیار زیبا واقع شده است. تعداد این ابشارها به هفت ابشار می رسد در نزدیکی این ابشار غار نیز وجود دارد
آبشاراول 25مترارتفاع و 81مترعمق داردوآبشاردوم آن12مترارتفاع و 80مترعمیق است وعروس آبشارهای منطقه نیز شناخته میشود. غاراین جنگل به دیو سپید و سمندر معروف هستند .
استان گلستان با دارا بودن آبشارها و چشمه سارهای فراوان به سرزمین آبشاران معروف بوده و با توجه به جذابتهای طبیعی فراوان به گنجینه اکوتوریسم ایران مشهور است. فریدون فعالی سرپرست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان با اعلام این مطلب گفت: از جمله آبشارهای این سرزمین می توان به آبشار شیر آباد، کبود وال، آبشار گلستان و باران کوه، آبشارهای زیارت و دو آب کردکوی اشاره نمود که همگی با توجه به گردشگاهی طبیعی بودن ...
و با توجه به جذابیتهای موجود در ایام سال جذب گردشگر و مسافرین زیادی می باشند.
وی اشاره نمود: آبشار شیر آباد نیز که در جنوب شهر خان ببین واقع شده با توجه به موقعیت خاص و وجود 7 آبشار در 7 طبقه و غار منحصر به فرد آن مورد توجه گردشگران فراوانی است.
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان نیز در این راستا اقدام به آماده سازی مجموعه گردشگری شیر آباد نموده تا با ساماندهی و محوطه سازی مقدماتی جذب گردشگر بیشتر را فراهم کند.
فعالی افزود: در سال 85 عملیات آسفالت مسیر دسترسی آبشار شیر آباد با اعتبار مصوب 250 میلیون ریال انجام و به اتمام رسید و لیکن این منطقه به عنوان بهترین منطقه گردشگری از حداقلهای زیر ساختهای گردشگری از جمله: شبکه انتقال آب، روشنایی، نمازخانه، سرویس بهداشتی، مبلمان و ... محروم است.
وی ادامه داد: در سال 86 اعتبار جهت ساماندهی این آبشار تخصیص نیافت و در پیشنهادات سال 87 امید می رود با تامین اعتبارات لازم در ایجاد زیر ساختهای لازم در این منطقه مهم گردشگری استان گامهای موثری برداشته شود .
دهکده ای در هلند بدون خیابان
وصیت نامه داریوش هخامنشی
وصیت نامه داریوش هخامنشی
اینک که من از دنیا می روم بیست پنج کشور جزو شاهنشاهی ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند. جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورهااین است که در امور داخلی آنها دخالت نکند و مذهب و شعایر آنهارا محترم بشمارد.
اکنون که من از این دنیا می روم دوازده کرور زر در خزانه ی پادشاهی داری و این زر یکی از ارکان پادشاهی تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه آن را بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده ی این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آن چه بر داشتی به خزانه باز گردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم . من روش سا خت این انبارها را که با سنگ ساخته می شوند و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شوند حشرات در آن به وجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن این انبارها غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه ی دو یا سه سال کشور در آن موجود باشد و هر سال بعد از این که غله ی جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواروبار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما. به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال در این مملکت خشکسالی شود.
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار. برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده ی نا مشروع نمایند نخواهی توانست به مجازاتشان برسی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوست بنمایی.
آبراهی که من میخواستم بین رود نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نر سیده و تمام کردن این آب راه از نظر بازرگانی و جنگ خیلی اهمیت دارد و تو باید آن آبراه را به اتمام برسانی. عوارض عبور کشتی ها از آبراه نباید آن قدر سنگین باشد که نا خدایان کشتی ترجیح بدهند از آن عبور نکنند.
اکنون من سپاهی به سمت مصر فرستادم تا این که در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار کنند. ولی فرست نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجا یع را تنبیه کند.
توصیه ی دیگر من به تو این است که هر گز درو غ و تملق را به خود راه مده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند. پس بدون ترحم دروغ را از خود دور نما. هرگز عمّال دیوان را بر مردم مسلط نکن. برای اینکه عمّال دیوان به مردم مسلط نشوند . برای مالیات قانونی وضع کرده ام که تماس عمّال دیوان را با مردم کم کرده است و تو اگر این قانون را حفظ کنی. عمّال حکومت با مردم زیاد تماس نخوا هند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بد رفتاری نکن. اگر با آنها بد رفتاری کنی.آنها نخواهند توانست معامله ی مقابل کنند. اما در میدان جنگ تلا فی خواهند کرد. ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد .
تلا فی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم میشوند تا اینکه وسیله ی شکست خوردن تو را فراهم نمایند.
امر آموزش که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر فهم و عقل آنها زیاد شود . تو با اطمینان بیشتر میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که هر کیش که میل دارد پیروی نماید.
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی که خود فراهم کرده ام . بر من پیچان و در تابوت سنگی قرارده و در قبر بگذار امّا قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی که من پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد . خواه پادشاه بیست پنج کشور باشد یا یک خار کن. هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند اگر تو در هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی . غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد. امّا وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تورا ببیند.
زنهار. زنهار . هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو . اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آنرا مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید. زیرا کسی که مدعی ست. اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست بر ندار . زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تورو به ویرانی خواهد گذاشت . زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی میرود . در آباد کردن حفر قنات واحداث جاده و شهر سازی را در درجه اول قرار ده.
عفو و سخاوت را فرا موش نکن و بدان که بعد از عدالت بر جسته ترین صفت پادشاهی عفو است و سخاوت . ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و تو خطا کار را عفو کنی ظلم کرده ای . زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیز دیگری نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضر هستنند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مر گم نز دیک شده است.
تکنیک جدید مورد استفاده توسط دزدان
دقت کنید که اگر درحین رانندگی در شب مورد اصابت تخم مرغ به شیشه جلو قرار گرفتید از زدن برف پاک کن و پاشیدن آب به شیشه بپرهیزید!!
چونکه تخم مرغ با آب مخلوط شده و بصورت یک مخلوط شیری می گردد که تا 92.5 درصد دیدشما رااز بین میبرد
سپس شما مجبور به توقف در کنار جاده میشوید و در این موقع تبدیل به یک قربانی برای دزدان خواهیدشد
این یک تکنیک جدید مورد استفاده توسط دزدان است
لطفاً این موضوع را به اطلاع دوسستان و آشنایان برسانید
لطفاً قضیه را جدی گرفته و موضوع را برای تمامی دوستان حتی کسانی که رانندگی نمی کنند نیز بفرستید
لطفا از "لحظه" لذت ببرید
لطفا از "لحظه" لذت ببرید.
برای ناراحت بودن خیلی وقت داری , پس چرا به فردا موکولش نکنی؟ مارک فیشر
از امروز همه چیز را از نو آغاز کنیم.
برای رسیدن به موفقیت باید مثل زمان کودکی کنجکاو باشید."انتونی رابینز "
به طبیعت برویم!
برای خودتان برای دل خودتان جشن بگیرید و شاد باشید!
ارزوی ارامش .ارزویی فراگیر.
کمی در زندگی خود رنگ جاری کنیم .
به جزئیات بی توجه نباشیم کمی دقیق تر شویم.
چرا از زیبایی ها به سادگی بگذریم و منتظر چیزی دیگر باشیم ؟
لذت یعنی چی؟یعنی کیف کردن از تمام چیزهای کوچک.
شما می توانید از نیویورک تا کالیفرنیا را با چراغ های اتوموبیل رانندگی کنید بدون اینکه نیاز داشته باشید تمام راه را ببینید."راز "
دلتان برای هیجانات دوران کودکی تنگ نشده؟
تغییرات کوچک ایجاد کنیم !حداقل برای قابل تحمل تر کردن خیلی از چیزها.
"موفق باشید و شاد و پایدار!"
علی باغبان باشی
می گوید در اون سال ها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونه ای در مشهد…
هنوز ۴۵ روز نگذشته بود، که دلم برای خانواده ام تنگ شد.
اما مرخصی ندادن ،منم بدون مرخصی و پای پیاده، از مشهد تا طرقبه ( ۱۸ کیلومتر ) دویدم و بعد از دیدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دویدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده ، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید …
شروع به دویدن که کردیم بعد از 1000 متر سرباز های دیگه خسته شدند، اما من دور کامل دویدم و ایستادم…!
فرمانده ی گروهان که دویدن من رو ندیده بود، گفت مگه نگفتم دور کامل باید بدوی
گفتم دویدم قربان …
گفت فضولی موقوف ..!
دوباره باید بدوی…!
خلاصه، دو دور دیگه به مسافت 8 کیلومتر دویدم و سر حال، جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی ام تغییر کند…!
یک روز، من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعد آباد مشهد بردند ، برای مسابقه…
رییس تربیت بدنی تا من رو دید، گفت:
چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟
گفتم:
ندارم …!
گفت :
خوب برو سر خط الان مسابقه شروع می شه ببینم چند مرده حلاجی ؟
خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد می زدن باریکلا سرباز …
برنده که شدم دیدم همه می گن سرباز رکورد ایران رو شکستی …!
من اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقره ای دادن…!
خبر رکورد شکنی من خیلی زود، به مرکز رسید و بهم امریه دادن تا برم تهران …
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده ی لشگر که روبرو شدم، گفت:
تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟
گفتم :
بله قربان …
گفت:
چرا این قدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …!
مسابقه ی دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود، پوشیدم و رفتم لب خط…!
یک دفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اون طرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره ؟ که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت می گه چرا نمیدوی؟
بدو..!
من نگاه کردم، دیدم، که اون 17 نفر دیگه، مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم ،که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای حاضر رو ) مسابقه رو شروع می کردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم ،نه صدای تیر …
خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو می کردن و می گفتن:
مشهدی تو از اخر اولی …!
دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم می شم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم…
به خط پایان نزدیک می شدیم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد، که سال ها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!
این ها حرف های استاد علی باغبان باشی، قهرمان دوی ایران است، که ۲۹ سال متوالی بدون حتی یک باخت، مقام نخست مسابقات را در ایران داراست و جالب است، بدانید که تا به حال این رکورد در هیچ رشته ی ورزشی در دنیا شکسته نشده…!
باغبان باشی ۲۱۹ مدال اسیایی و جهانی دارد و در 8 مسابقه ی المپیک شرکت کرده و اول شده!
ادیب زاده می گوید:
زمان شاه شنیدم ،که پای باغبان باشی شکسته …!
با گروه فیلم برداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت:
دکتر ها گفته اند باید یک پای من رو قطع کنند …
شب، که فیلم پخش شد ۵۰ خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت می خواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …
همون شب، رضا پهلوی، که در اون زمان ولیعهد بود و نزدیک به ۱۷ سال داشت، به آقای جهان بانی، رییس سازمان ورزش (که اوایل انقلاب اعدام شد) دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه ی باغبان باشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه زنگ زد که :
مثل اینکه معجزه شده و من برای درمان به نیویورک میروم.
در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من میخواهم به زودی در یک مسابقهی دو و میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت میکنم.
علی باغبان باشی، وقتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی به مراسم تقدیر و نکو داشت پیش کسوتان دعوت شد، زمانی که نام باغبان باشی، در مراسم از طریق بلند گو اعلام گردید، خاتمی از یکی از حاضرین پرسید:
مگر باغبان باشی زنده است؟!
و چه ضیافتی بود، در آغوش کشیدن و اشک به چشم آوردن خاتمی برای قهرمانی که نام ایران را بر بلندای المپیک جهانی فریاد کشید …!
باغبان باشی، اکنون ۸۴ سال سن دارد و هنوز فعالیت ورزشی می کند …!
اخرین باری، که باغبان باشی را دیدم، دور میدان دروازه قوچان بود؛ به گرمی حال و احوال کردم و او گفت:
شما مگه من رو می شناسی؟
لبخندی زدم و گفتم :
تمام دنیا شما رو می شناسن…!
باغبان باشی، هنوز در طرقبه زندگی می کند و روحیه ی شاد و ورزش کاری دارد …
From hell to hell, it's local
A British, an American and an Iranian died and all went to hell
The British said:
I miss England ;
I want to call England and see how everybody is doing there....
He called and talked for about 5 minutes...
Then he said: well, devil how much do I owe you for the phone call?
The devil goes five million dollars...
Five million dollars!!!
He made him a cheque and went to sit back on his chair....
The American was so jealous, he starts screaming, me too I want to call the United States , I want to see how everybody is doing
Too....
He called! And talked for about 10 minutes, and then he said: well, devil how much do I owe you! For the phone call?
The devil goes ten million dollars....
Ten million dollars!!!!! ! He made him a cheque and went to sit back on his Chair...
The Iranian was extremely jealous too...
He starts screaming and Screaming, I want to call Iran too, I want to see how everybody is doing there too, I wanna talk
to everybody...
He called Iran and he talked for about twenty hours,
He was talking and talking and talking
Then he said: well, devil how much do I owe you for the phone call?
The devil goes:
One dollar.....
ONLY ONE DOLLAR?!!!!! !!!!!!!!! !
The devil goes: yes, well...
From hell to hell, it's local !!!!
شهر سوخته اما پیشرفته
«شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است
این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است
کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است
شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیهی فاضلاب بوده است
اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است
بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد
برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش کشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال
این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند
قدیمی ترین تخته نرد جهان
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها
نخستین انیمیشن جهان
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
به گفته این باستانشناس، بز از جمله حیواناتی است که در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و میتواند با یک حرکت جهشی به سمت بالا حرکت کند. هنرمند نقاش شهر سوختهای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر کردن جهش این بز شده است.
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، میتوان از سفال با امضای سفالگر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همهگانی همچون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کورههای سفالگری، کورههای ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قابهای چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.
قدیمی ترین تاس جهان :

سرزمین های جدا شده از ایرا ن در طول 196 سال گذشته

آخرین نقشه بین المللی ایران پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن ، انتشارات تامسون (1814)
با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیهای وسیع است که در تاریخ با نامهای «ایرانزمین»،«ایرانبزرگ » یا «ایرانشهر» و در جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفند ها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود..
گستره سرزمینهای جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پار یس و... به قرار زیر است:
سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م.)
آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛
ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛
گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛
اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛
چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛
اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م
جمع کل: ۲63700 کیلومتر مربع
سرزمینهای جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی
هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛
بخشهایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع
سرزمینهای جداشده ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.)
ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛
ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛
تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛
بخشهای ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: 1226500 کیلومترمربع
امارات:83600ک.م:
بحرین:694 ک.م:
قطر:11493ک.م:
عمان:309500ک.م:
جمع کل: 405287کیلومتر مربع
مساحت سرزمینهای جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در جمع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛ بخشهای ضمیمه شده به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛ سرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس
دیگر بیمار نشوید
یک روز بعد از انتخابات
یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»
سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»
سن پیتر گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»
سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»
سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»
و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.
به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت.
بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟
سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»
بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»
شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...
امروز دیگر تو رای دادی».
بهترین سایتی که دیدم
بدون شک سایت آلابولا بهترین سایتی هست که تا حالا دیدم. در این سایت مطالب متنوع علمی, تفریحی, آموزشی بصورت آورده شده است که دیدن آن را به همه توصیه می کنم.
سایت آلابولا: www.alaboola.com
مطالب این سایت به شرح ذیل است:
•Home
•Education
•Library
•Religious Resources
•MuslimResources
•Learn English
•TOEFL
•TOEFL Equivalency Table
•TOEFL IBTTest
•TOEFL IBT Listening Test
•Toefl IBT Listening test 1-1
•TOEFL IBT Listening Test 1-2
•TOEFL IBT Listening Test 1-3
•TOEFL IBT Listening Test 1-5
•TOEFL IBT Listening Test 1-6
•TOEFL IBT Listening Test 1-7
•TOEFL IBT Listening Test 1-8
•TOEFL IBT Listening Test 1-9
•TOEFL IBT Listening Test 1-10
•TOEFL IBT Listening Test 1-11
•TOEFL IBT Listening Test 1-12
•TOEFL IBT Listening Test 1-13
•TOEFL IBT Listening Test 1-14
•TOEFL IBT Listening Test 1-15
•TOEFL IBT Listening Test 1-16
•TOEFL IBT Listening Test 1-17
•TOEFL IBT Speaking Test
•TOEFL IBT Speaking Test 1-1
•TOEFL IBT Speaking Test 1-2
•TOEFL IBT Speaking Test 1-3
•TOEFL IBT Speaking Test 1-4
•TOEFL IBT Speaking Test 1-5
•TOEFL IBT Speaking Test 1-6
•TOEFL IBT Speaking Test 1-7
•TOEFL IBT Speaking Test 1-8
•TOEFL IBT Speaking Test 1-9
•TOEFL IBT Speaking Test 1-10
•TOEFL IBT Speaking Test 1-11
•TOEFL IBT Speaking Test 1-12
•TOEFL IBT Speaking Test 1-13
•TOEFL IBT Speaking Test 1-14
•IELTS
•English Vocabulary
•English Vocabulary 1
•University
•Resume
•IranianUniversities
•US-Universities
•Business
•Apartments
•Tax Forms
•Internet Marketing
•Kids Source
•Kids Song
•Wheels on the bus go round and round
•I SENT A LETTER TO MY LOVE
•A WITCH CAME FLYING
•O CHRISTMAS TREE
•TWINKLE TWINKLE, LITTLE STAR
•IN A COTTAGE IN A WOOD
•LADYBIRD, LADYBIRD
•OH, WE CAN PLAN THE BIG BASS DRUM
•MISS POLLY HAD A DOLLY
•INCY WINCY SPIDER
•IT'S RAINING, IT'S POURING
•ONE POTATO, TWO POTATOES
•TEN IN THE BED
•CLAP YOUR HANDS
•PAT A CAKE
•JELLY ON A PLATE
•WIND THE BOBBIN UP
•HEAD, SHOULDERS, KNEES, AND TOES
•TWO CLEAN HANDS
•TWO LITTLE EYES
•TWO LITTLE EYES
•HERE WE GO LOOBY-LOO
•Kids Song- Rainbow
•Five Currant Buns
•Fun
•Mobile Clip
•PepsimaxInterview
•FunKids
•Film-2Hezar chehreh
•Technology
•Future Technology
•Future Cars
•Honda
•WATER Fuel Cars
•Future Weapon
•VOIP
•Video
•Youtube Top Videos
•Blog
•Online Univeristy of Phoenix
نامه امام خمینی به همسرش
تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم،متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند.[حال]من با هر شدتی باشد میگذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد،خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم(1).
حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می کند، ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست، امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیمتر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [سیدمصطفی] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانمها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قبل همه نایبالزیاره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر [علوی] سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.
صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.
ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله
عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن(3)
***********
1ـ برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج.
2ـ اشاره به آقا مصطفی و فرزند دیگرشان که در آن زمان، هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانی که امام در سفر حج بودند، متولد شد و او را «علی» نام گذاردند. وی در کودکی بر اثر بیماری درگذشت.
3ـ اشاره به نبودن کشتی برای عزیمت به جده.
معرفی سایت:
بدون شک سایت آلابولا بهترین سایتی هست که تا حالا دیدم. در این سایت مطالب متنوع علمی, تفریحی, آموزشی بصورت آورده شده است که دیدن آن را به همه توصیه می کنم.
سایت آلابولا: www.alaboola.com
از خدا خواستم!
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست
نلسون ماندلا
معرفی سایت:
بدون شک سایت آلابولا بهترین سایتی هست که تا حالا دیدم. در این سایت مطالب متنوع علمی, تفریحی, آموزشی بصورت آورده شده است که دیدن آن را به همه توصیه می کنم.






























